نام من سرباز کوي عترت است
 دوره ي آموزشي ام هيئت است
ارتش حيدر محل خدمتم
 بهر جانبازي پي هر فرصتم
 نقش سردوشي من يا فاطمه (س) است
قمقمه ام پر ز آب علقمه است
اسم رمز حمله ام ياس علي
 افسر مافوق من سيدعلي
________________________________________
شعر «حميد سبزواري» درباره رهبر معظم انقلاب
اي ياد تو شورافکن و پيغام تو پر جوش
 آواي تو نجواي هزاران لب خاموش
 آنجا که تو رخساره نمايي همه چشمند
وانجا که سخن ساز کني جمله جهان گوش
 در سينه ترا گر نه غم خلق جهانست
از ناي تو شکواي قرون از چه زند جوش
 فرياد تو ويران‌گر بنيان نفاق است
 اي پرچم توحيد ترا زيب بر و دوش
 بانک تو خروشي است ملامت‌گر تاريخ
 برخاسته از ناي هزاران لب خاموش
 بد خواه تو حشر سرافکنده خويش است
همراه تو با عزت و اکرام هم‌آغوش
 تا بر ورق دهر نشيند سخن عشق
 هرگز نکند ياد ترا خلق فراموش
 پاس تو نگهدارد و جاه تو شناسد
هر با خبر از دانش و هر بهره‌ور از هوش
________________________________________
شعري از استاد محمدرضا جعفري براي يار با وفاي ولي امر مسلمين جهان حاج قاسم سليماني فرمانده شجاع سپاه قدس
حاج قاسم السلام اي ياور مولا علي
همچو مالک ميدرخشي در اطاعت از ولي
آفرين از اين همه اخلاص و پاکي در نبرد
يادگار با وفاي لشکر مردان مرد
کربلا داند که قاسم کيست در ميدان جنگ
عرصه را بر دشمنان دين چو شيري کرده تنگ
گشته آمريکا ز نام قاسم و قدس و سپاه
گيج و مبهوت و نداند اين همه هست از خدا
نام آمريکا چو اسرائيل شد ننگ تمام
بار ديگر باز شد دستش براي خاص و عام
گرچه بر شيطان فتاده لرزه ها از نام تو
زين فضيلت ، کرده شيرين حقتعالي کام تو
مرحبا اي مالک اشتر خدا همراه توست
در تمام عرصه ها نور ولايت راه توست
خشم آمريکا زتو يک هديه اي از ماوراء ست
در دفاع از رهبري جان دادن ماها بجاست
ماجراي ظلم آمريکا دگر نابود شد
کاخ اهريمن به فرمان الهي دود شد
جعفري ، آمد ندا از سوي آيات خدا
کاين همه لطف الهي هست از ذکر و دعا
________________________________________
رهبري دارم ز جنس آسمان
رهبري از جنس خوبان زمان
لب چو بگشايد،گشايد بغض من
صد هزار ياقوت ريزد زآن دهان
يک نگاه نافذش کافي بود
تار و مار گشته عدو در هر مکان
سينه اش با وسعت درياها
صد هزار راز مگو در آن نهان
گر بگويد عالمي رسوا کند
پستي اهريمنان گردد عيان
در قنوتش مست ليلا ميشود
عشقبازست نائب صاحب زمان
وارث مهر نبي خشم علي
کار آرش ميکند او بي کمان
در ميان اين همه ذات پليد
معني گل گشته در فصل خزان
من نگويم بيش از اين از آن عزيز
بهر مدحش الکن باشد زبان
يا علي
________________________________________
اشك ما را چرا درآوردي؟!
دوشنبه يکم تير 1388 - 15:37 آبروي همه مسلمانان؛
يكي از خطيبان قمي و شاعر آئيني اين شهر، به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران، شعري سروده است
شعر حجت‌الاسلام جواد محمدزماني به شرح زير است:
ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشي‌ات پر از فرياد 
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
 رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
________________________________________
رهبر من نور چشمان من است
عشق او آيين و ايمان من است
ذوالفقار  حيدري در دست  او
طاعتش ميثاق و پيمان من است
سيدي از نسل پاک فاطمه(س)
هم ز نسل شير يزدان من است   
در ولايت وارث  آل نبي   (ص)
جانشيني  از   امامان   من  است   
همچو مه  تابد  به قلب  شيعيا ن
 نائب  خورشيد پنهان  من  است  
در هدايت  سوي حق  آرد   مر ا
اين هدايت سمت قرآن من است
دوستانش دوست مي دارم همي
دشمن او دشمن  جان  من  است 
آنکه   مهر  او ندارد  در  وجو د
 بي گمان همکيش نادان من است
در سخن چون ابر  مي بارد  به دل
در کوير خشک  باران  من است 
در حضورش موج دريا  ديده ام
  در کلامش راحت جان من است    
در نگاهش غرق دريا مي شو م
واژه هايش در و مرجان من است
قلب  تارم  را  صفايي  مي دهد
جامع فکر پريشان  من  است  
من مريد  آن  دل   وارسته ام
او  مراد و پير عرفان  من است    
بوي يوسف مي دهد پيراهنش
     گرچه خوديعقوب کنعان من است
من چو سنگم او چو کوه بيستون
من چو مورم او سليمان من است
من چو بلبل او چو  باغ  پر زگل
من چوبرگ او سرو بستان من است   
نام  او  ورد  زبانم  روز   و  شب 
  عشق او درد است ودرمان من است
آرزوي  ديدنش   دارم  به    دل
در فراقش شهر زندان من است  
اي خوش آن روزي که بينم رهبرم
ساعتي در خانه  مهمان  من است  
هرگز اي ياران دعايش مي کنيد
شب نمازش ذکر ياران  من  است
روي خوبش با دو چشمت ديده اي
 چهره اش چون ماه تابان من است 
غرق  درياي  تهاجم  را  چه  غم
 ناجي  کشتي  ز طوفان من است 
گر چه دشمن نقشه ها دارد بسي
 حامي او  حي سبحان من است      
در  امانت  او ‹‹  امين  ››  انقلا ب
 در شجاعت شير ميدان من است    
راه  او  باشد    ره  پير خمين (ره)
رهرو راه شهيدان من است     
افتخار  ما    بود ‹‹  سيد  علي ››
سرور من جان جانان من است 
چون فقيه وعالم است ودين شناس
 مرجع تقليد  دوران من  است  
روز ششم  ماه  تير از سال شصت 
 رهبرم جانباز  ايران  من  است 
اي  خداوندا   نگهدارش  تو   با ش
     چون دعاي او نگهبان من است    
شعر امروزم که وصف رهبر است
بهترين اشعار  ديوان من است
پيروانش ني به پاکستان و   هند
درفلسطين است و لبنان من است   
گوئيا مهدي(عج) چنين گويد که او
 بهترين اصحاب و ياران من است   
 ‹‹   امين  ›› تخلص شعري رهبر معظم انقلاب است.
الحمد لله رب العالمين - حميد رضا فاطمي 
________________________________________
شعر سياسي  حماسه آفرينان ?? خرداد
گفت علامه که  رو  شمر زمان را بشناس!(منظور علامه شهيد مطهري است)
رو بيفکن به دل دشمن امروز هراس
مالک اشتر امروز و معاويه روز!
آنکه با حيله و تزوير کند جنگ هنوز
آه اي شيعه بگو کيست همکنون عليت؟
کيست آن مايه اندوه وجود وليت؟
رو ببين پير مذبذب چو ابوبکر کجاست؟
يا کجا فتنه شوراي سقيفه برپاست؟
هر زماني که علي بود عداوت هم هست!
دشمني تا سحر روز قيامت هم هست!
حال بگذار که عمار گري تازه کنم
با ترازوي ولايت کمي اندازه کنم
گو به اکبر! که کجا رفت تو را عدل علي
که رساني به دو دست پسرت شعله کمي
تو همين شعله نداري که چنين دود شدي!
يا به تعبير اميرم که تو مردود شدي!
چون منافق که عيان نيست همه نياتش
گاه گويي ز ولايت گهي هم از آتش!
ترسم اي آنکه ز کوهي پر آتش گفتي
که به فرداي قيامت به همانجا افتي
________________________________________
 وصف قنوت نماز امام خامنه اي
استاد شهريار را با رهبر معظم انقلاب آيت‌الله سيد‌علي خامنه‌اي، رئيس‌جمهور وقت ايران- هم الفتي ديرينه بود. در وصف قنوت نماز وي مي‌گويد:
در رکوع و سجــودِ خامنـــه‌اي
من هم از دور ســرنگون دلـــم
خاصه وقتِ قنـوت او کز غيب
دست‌ها مي‌شــود ستــون دلــم
او به يک دست و من هزاران دست
بــا وي افشانــم از بطــون دلـم
عرشيان مي‌کشند صف به نمـــاز
از درون دل و بــــرون دلــــم
من بروني نيم، خـــدا دانــــد
کاين صـلا خيزد از درون دلم
و يا شهريار سلک سخن در سال آخر عمرش در قصيده‌اي ديگر با عنوان شهيد زنده که با بيت زير آغاز مي‌شود.
جهاد عشق نو پيروزي است پايانش
که سايه‌پرور سيمرغ پــور دستانش
ضمن وصف مقام شهدا در ابيات پاياني مي‌گويد:
نظــر بـه چشــم يتيمـان نمي‌کند طاغوت
ببين چه مي‌کند اين سيل اشک و طغيانش
گــو شهريار همه ناتوان مبين خــود را
که نــاتواني مــا هــم خداست تاوانـش
شهيد زنده‌ي ما خود رئيس‌جمهوري است
که دست داده به قرآن که جان به قربانش
________________________________________
شعر زيبايي از استاد شهريار درباره بسيج

يا علي باز از خدا دستي به همراه بسيج
جاودان کن در جهان اين جلوه و جاه بسيج
يا علي خون حسينت کي رود از يادها
گو ببيند زينب اين غوغاي خونخواه بسيج
تا علمدارش گشايد بال شاهين علم
مي دهد فرمان حسينت کو بود شاه بسيج
اشک و خون مي بارد از آفاق آذربايجان
خود به مژگان رفت آذربايجان را بسيج
مي زدايد دود آه خيمه هاي سوخته
خيمه و خرگاه زد در کربلاآه بسيج
کور دل بودند اهل کوفه و بيعت شکن
قوم سلمان است اين قوم دل آگاه بسيج
 غرش اي شير خدا ببر و پلنگ خفته را
تا شود صداميان خرگوش و روباه بسيج
لشکر اسلام شد چون سيل وطوفان در خروش
کفر اگر خود کوه باشد مي شود کاه بسيج
 روز کين و انتقام است از گروه حرمله
چند باشد داغ اصغر زجر جانکاه بسيج
رهبر از نصر من الله داد فرمان جهاد
تا رسد فتح قريب از نصرت الله بسيج
صد هزار از “بيست ميليون” رهسپار جبهه هاست
تا بيفتد خرمگس در دام جولاه بسيج
رغبت و شوق شهادت خرمني انباشته است
حاش لله نيست يک جو، هرگز اکراه بسيج
کربلاتشنه است و بر سقاي خود چشم انتظار
طلعت ماه بني هاشم بود ماه بسيج
با شعار يا محمد شيعه و سني يکيست
نيست جز قرآن و حق ذکري در افواه بسيج
اين سفر با “فتح پايان” باز مي گردد سپاه
مي دهد پايان به فتح گاه و بي گاه بسيج
سر به درگاه خدا مي سايد اين جهد و جهاد
(شهريارا) تا به سايي سر به درگاه بسيج
________________________________________
شعر آقاسي
بسيج اي دست و بازوي ولايت
خط سرخ عزل تا بي نهايت
تو با خون گلويت عهد کردي
که از خط خميني بر نگردي
تورا نشناختن حق ناشناسيست
تعارض با تو کفر وناسپاسيست
بسيجي سست و بي حال است آيا؟!
زبان غيرتش لال است آيا؟!
بسيجي! از چه رو خاموش ماندي؟
زبان بستي سراپا گوش ماندي
نمي بيني مگر دجاله هار؟ا
سرود شوم نفي لاله ها را؟
ببين نشخوار صبح وشامشان را
 طنين طعنه و دشنامشان را
علي را بي عدالت نام دادند
ولايت را وکالت نام دادند
به سر انديشه هايي خام دارند
ولي داعييه اسلام دارند
کدام اسلام اسلامي که مرده ست
سرتسليم بر شيطان سپرده ست
بسيجي سست و بي حال است آيا؟!
 زبان غيرتش لال است آيا؟!
 نه اين سان نيست ، او ميدان نورد است
بسيجي شير ميدان نبرد است
بسيجي تابع اسلام ناب است
لقايش تيغ سرخ آفتاب است
کدام اسلام؟ اسلام حسيني
که جاري شد زلبهاي خميني
نگه کن بلبلان اين چمن را
بلوچ وترک و ترکمن را
بسيجي شيعه و سني ندارد
به فرمان ولي سر مي گذارد
خميني گفت سر گردان نباشيد
اسير دست نامردان نباشيد
________________________________________
ولايت چيست؟ اصل آفرينش                                   کليد قفل سير درک و بينش
 ولايت چيست؟ تحصيل تعهد                                     صراط ما پس از “اياک نعبد”
 ولايت چيست؟ معراج تکامل                                        پي اثبات ذات پاک حق، قل:
 ولايت علت غايي است ما را                                         به حکمت فعل بي ماضي است مارا
 ولايت آب و گل را در هم آميخت                             که از آميختن، آدم برانگيخت
 ولايت نوح را شد ساحل نور                                     که طوفانش بود در خط دستور
 ولايت کوه آتش را کند گل                                       به ابراهيم در وقت توکل
 ولايت در کف موسي عصا شد                                     به امر حق، به شکل اژدها شد
 ولايت را دم عيسي قرين است                                که انفاس خوشش جان آفرين است
 ولايت در ولايت گشت کامل                                    کز او نور هدايت گشت حاصل
 ولايت جمع را تفريق دارد                                         که درکش سالها تحقيق دارد
 ولايت رمز اثبات وجود است                                      ز جود او همه بود و نبود است
 ولايت دشمن نامردمي هاست                                       يگانه رهبر سردرگمي هاست
 ولايت هرکه دارد غم ندارد                                      قوامش بيش هست و کم ندارد
 ولايت يازده نور جلي بود                                           کي پيوند تمامي با علي بود
 اگر خواهي بداني اين علي کيست؟                             ولي حق کسي غير از علي نيست
 علي حق را تجلي صفات است                                        امامت را چوسيم ارتباط است
 به اورنگ ولايت چون ولي شد                                علي، مهدي شد و مهدي، علي شد
 به نخل دين، ولايت برگ و بال است                             ولايت را جهان در انتظار است
 ولايت پاي تا سر، عدل و داد است                               بشر را آخرين حکم جهاد است
 ولايت کاخ ها را کوخ سازد                                   که قانون بشر منسوخ سازد
 ولايت ديده هارا ديده بان است                                   ظهور مهدي صاحب زمان است
 ولايت معني الله و نور است                                       شکوه رجعت و روز ظهور است
 رسالت از ولايت گشت کامل                                       که هستي از کمالش گشت حاصل
 ولايت خاتميت راست خاتم                                         که ختم خاتميت هست خاتم
 دگرگوني اگر عالم پذيرد                                       ره خاتم از آن خاتم بگيرد
 ژوليده نيشابوري
________________________________________
فدايي ولايت
تا نور ولا بــه سينه ي ما تابيد
نفرت ز منافـــق به دل ما روييد
ما جمله فدايي ولايـت هستيم
تا کور شود هر آنکه نتواند ديد
****************
ما شاکر حقيم کــه داريم تو را
توحيدري و چو ذوالفقاريم تو را
اي سيدعلي،رهبرمن آقاجان
هيهات که تنــها بگذاريم تو را
________________________________________
من از شهيد دم مي زنم مي خونم           امامنا خامنه اي  سيدنا خامنه اي
تا وقتي که سينه زنم  مي خونم          امامنا خامنه اي  سيدنا خامنه اي
دست ما توي دستاي ولايته          خدارو شکر  خدارو شکر
آرزوي قلبي ما شهادته          خدارو شکر  خدارو شکر
يقين بدون دست خدا روي سر ماست
سيدعلي خامنه اي تا رهبر ماست
ما از عشق شهادت مي خونيم              تا آخر پاي ولايت مي مونيم
خوني که توي رگ ماست نثاره             امامنا خامنه اي  سيدنا خامنه اي
يقين بدون گره گشاست  شعاره              امامنا خامنه اي  سيدنا خامنه اي
حضرت ماه چراغ راه ما شده           خدارو شکر  خدارو شکر
دين حقيقي خدا احيا شده             خدارو شکر  خدارو شکر
من افتخارم همينه           مست ولي ام
فدايي عماراي سيد علي ام
ما از عشق شهادت مي خونيم              تا آخر پاي ولايت مي مونيم
________________________________________
اي رهبر آزاده و نستوه بر عهد خود استاده ايم چون کوه

مداحي در باره امام خامنه اي-9 دي
مداحي در باره امام خامنه اي سروده آقاي محمد نجاري
اجرا شده توسط حاج محسن آقاجاني
 
اي رهبر آزاده و نستوه بر عهد خود استاده ايم چون کوه
باشد الهي عمرتان چون نوح
تو يادگار جبهه هاي عشق و ايثاري
بر انقلاب و نهضت ما تو علمداري
با معرفت يار توايم مشتاق ديدار توايم در فتنه عمار توايم
ما ياورت هستيم خاک درت هستيم
«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»
اي نائب المهدي گل زهرا دشمنت شديم بر دشمنت مولا
فصل الخطاب است گفته ات آقا
روز نه دي بهر ما روز بصيرت شد
تجديد ميثاق يه امت با ولايت شد
بر جان و ما ولي با ديدنت دل منجلي آقاي ما سيدعلي
بر دشمنت لعنت بر ياورت رحمت
«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»
سيماي تو عشق جوانان است جانت به والله جان ايران است
عطر تنت بوي شهيدان است
از ظلمت شب سوي تو ماه خراساني
پر مي زنيم و مي شويم آيات قرآني
با خنده ات محشر کني آقا اگر لب تر کني گر تو هواي سر کني
خنجر به اين حنجر من مي زنم رهبر
«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»
________________________________________
چشم تموم کائنات
چشم تموم کائنات سوي عنايات علي
رهبر ما خامنه اي تحت حمايت علي

رهبر فرزانه ما اي علي روزگار
وارث خونهاي پاک و از خميني يادگار

يا علي جان مقتداي من تويي
رهبر من ، مرجع من ، پيشواي من تويي

ما ديگه نميگذاريم دستاي تو بسته بشه
مثل حيدر دلت از امت خود خسته بشه

مثل سلمان و ابوذر در خونت مي شينيم
آخه تو چهره تو تصوير حيدر مي بينيم

بذار تا هر چي ميخوان بگن ولي ما همينيم
توي چهره علي عکس خميني مي بينيم

وقتي تو حرف ميزني اشکاي ما جاري ميشه
اگه تو گريه کني بند دلها پاره ميشه

رفقا بياين با هم قدر علي رو بدونيم
تا دم آخر باهاش همه بسيجي بمونيم

خون تو رگهامونو هديه به رهبر مي کنيم
پاي عشق با همه سختي ها ما سر مي کنيم

حرف تو براي ما حرف امام زمونه
تا دم آخر آقا تو سينه هامون مي مونه
________________________________________
«فدايي رهبر»
آخرش خـــدايي مـــــحشر مي کنم
اقتدا به نام حيـــــدر مي کنم
تموم هسـتي مــــن جون منه
که اونم هـديه بـــه رهــبر مي کنم
هرکي ايراد بگيره به عشق
از لجش عشقمو بيشتر مي کنم
عشق«آقا»شده بمــب دست من
با همين دشمــنو پرپر مي کنم
آرزو بـــــرا جـــوونا عــيب نيست
پس منم خودم رو بـــاور مي کنم
نيمه شبــــها تــــــــوي رويا خودمو
خادم خونـه ي دلـــــبر مي کنم
تا که«آقا»پـــــــابــــزاره رو چشــام
پادري چشمـــــامو تــر مي کنم
مس ناخـــــالـــــص قلبم رو يه روز
با نــخ چفــيــــه اش زر مي کنم
هرکي هرچـــي ميگه باشه،ولي من
با دم «سيدعلي»سر مي کنم
گفته بـــــودم اولـــش بازم مي گم
جونمو فـــداي رهــــبر مي کنم
________________________________________
تن ما اگر ذوب بهر ولايت شود
قسمت ما زجهان شهادت شود
جان اگر فداي نايب مهدي شود
نصيب ما ز او يکي شفاعت شود
اين سر به مهر نهادن قبول گردد
وقبول درگاه حق اين عبادت شود
صد هزاران شکر گرچه کم است
ز بهر اين نعمت واين سعادت شود
سفير بگو به آن سپز پوشان سيه دل
نصيبتان زين خيره سري ندامت شود
________________________________________
کربلايي گشتيم
اينم حرف دل اونايي که تو حسينيه ي امام خميني ره
در محضر آقا عزاداري کردند
المنة لله کــــه خدايي گشتيم
با ياري فاطـــمه ولايـــي گشتيم
در روضه ي نوراني هرشب دربيت
با خامنه اي کــرببلايي گشتيم
________________________________________
جانم فداي رهبر
آماده ايم هستي خود را فدا کنيم
يعني فداي مکتب خون خدا کنيم
آماده ايم بيرق ثاراللهي به کف
با يک اشاره معرکه را کربلا کنيم
در خون ماست غيرت سردار علقمه
هيهات اگر حسين زمان را رها کنيم
در جان ماست شوق شهادت الي الابد
وقتي به سيد الشهدا اقتدا کنيم
قالو بلا ولايت مولايمان عليست
بايد به عهد روز نخستين وفا کنيم
چون کوه در مصاف ستم ايستاده ايم
هيهات اگر کمر به بر خصم تا کنيم
دشمن به گور مي برد اين خواب شوم را
امروز ديده هاي بصيرت که وا کنيم
در سايه نفاق منافق برنده است
بايد مسير باطل و حق را جدا کنيم
فردا چه ايمني ز نهيب جهنم است
خود را اگر که هيزم اين فتنه ها کنيم
ديگر مجال رفق و مدارا گذشته است
تا کي به صبر، زخم جگر را دوا کنيم
توهين به سيد الشهدا روز مرگ ماست
دل را اگر حسيني و درد آشنا کنيم
هر کس شود فدايي رهبر مقدس است
آماده ايم هستي خود را فدا کنيم
حالا کنار غربت زينب نشسته ايم
تا که براي روز ظهورش دعا کنيم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و أيِّد إمامنا الخامنه اي
________________________________________
ما همان نسل جوانيم که ثابت کرديم          در ره عشق جگر دار تر از صد مرديم
هر زمان بوي خميني به سر افتد ما را         دور سيد علي خامنه اي ميگرديم
******************
شهري به آتش ميکشم گرتو لبت را تر کني      من چون گلي در دست تو تا که مرا پرپرکني
بر رشته هاي معجر زهرا قسم سيد علي!       خنجر به حنجر ميزنم گر تو هواي سر کني
________________________________________
آي فراري...
آي فــــــــــراري بيـــــــا زيــر پرچم سيدعلي
زنــــده شو دوبـــــاره با ذکـــرو دم سيدعلي
به خدا خشم خدا رو ميــــخري با اين کارات
توبدون که آخــــــرش گرون تموم ميشه برات
داره فتنه جديد به پـــا ميشه پاشو ز خواب
پاشو نقشه هاي دشمنا رو کن نقش برآب
دوست ودشمنت روبشناس ازهم وموضع بگير
تو دام تعريف و تمجيداي مفت نشو اسير
مگه نشنيدي حديـــثي رو زشــاه بي کفن
هرکي تعريفت روکرد،دوست تونيست عزيزمن
تو چرا عوض شدي معني اين کارا چيه؟
معني اين همه لـــــج بازيــــه با آقا چيه؟
اعتنا به حرفــــاي دوسـتاي نادونت نکن
دور تو تموم ميشه نـــــــگاه به اکنونت نکن
ما تو رو دوستـت داريم که انتقادت مي کنيم
نقدي از آدماي توي نهـــــــادت مي کنيم
راه برگشتي هنـــــــوز هست که اونم ولايته
راه بازگشت شمـــــــــــــا به دامن اين امته
دوباره سوار کشــــتي ولايت شو عزيز
گرد و خاک انـــحراف و از رو دامنت بريز
جون تازه اي بگـــير دوباره از عشق ولي
بگو سر ميدم اگــــــه ازم بخواد سيدعلي
________________________________________
ارثيه زهرا...
ارثيه زهـراست که سنــگر باشيم
تا دادن جان مطـــيع رهــبر باشيم
راهيست پراز فتنه و آشوب و دغل
بايـــد که کتــاب عشق ازبر باشيم

شعر از دوست خوبم محسن بصيري
________________________________________
مقلد زهراييم
از عشق تو رهـــــــــبرا نمردن ظلم است
در گوشه ي خانه جان سپردن ظلم است
من مقـــلد فاطـــــــــمه ي زهـــــــــــرايم
در راه تو يک سيـــــلي نخوردن ظلم است
________________________________________
دست دشمنت کوتاه...
راه تو سعادت بخـــــــش، راه دشمنت بيراه
من نباشم آقاجـــــان، درد و دل کني با چاه
اي خامنه اي مولا، حق مـــــــــــادرت زهرا
چشم دشمنانت کور، دست دشمنت کوتاه
______________________________________
صلوات
برخون حسين شاه شـــهيدان صلوات
بر روح امام و جـــــــــمع ياران صلوات
همراه امام و شــــــــــهدا مي گوييم
بر خامنه اي پير خــــــــراسان صلوات
________________________________________
ايام فاطميه بر همه ارادتمندان حضرت زهرا(س) تسليت باد
فاطميه داغ جانـــسوز عليست
فاطميه در دل مـــــا منجليست
فاطميه ديـــــــده ها، تر از غم
مادر مظلومه ي سيد عليست
________________________________________
يا رب به علـــــــــي و ميــــثم تمارش
يارب به حســين و تشنه لب،انصارش
هر کس که بد ســيدعلي مي خواهد
اين سال جديــــــد، از زمــين بردارش
الهي آمين الهي آمين الهي آمين
به عدد کلماتت آمين
________________________________________
جهاد اقتصادي...
نوروز رسيد و وقت شاديست
توصيه ي رهبـــرم جهاديست
فرموده کــه رويــــــــکرد ايران
امسال جــــــهاد اقتصاديست
«سال جهاد اقتصادي مبارک»
________________________________________
افسران جنگ نرم
امروز اولويت کشور مبارزه با جنگ نرم است و شما جوانان افسران جنگ نرم هستيد 
«از فرمايشات مقام معظم رهبري در سال??»
غــم مخور جوانيم و،لشـگر توييم آقا
تو علـي و آقايـي ، قنــــــبر توييم آقا
اي رهبر فرزانه،«سيد علي»اي مولا
در جبــهه جنگ نرم، افسـر توييم آقا
«انشا الله»
________________________________________
در مذهب عشق مقتدا خامنه اي است
در جسم علي روح خدا خامنه اي است
از حب علي (عليه السلام) چو روز محشر پرسند
گويم که گواه مهر ما خامنه اي است
________________________________________
امت بيدار...
اين هم يک شعر براي سران زر (با کسره خوانده شود لطفا!!!)
که خودشونو طرفدار مردم مي دونن
آنان که به ظاهـــــــــر غــــم مــردم دارند
هــم نــــوکر و هم ريــــزه خــور اغــــيارند
تير همه شان خورده به سنگ چون امت
با رهــــــــبري خامــــــــنه اي بيـــــدارند
________________________________________
9دي سالروز حماسه ي بزرگ امت بيدار گرامي باد
? دي، کل کشور موج مي زد
? دي، حق سراسر موج مي زد
? دي، سينه ها خسته ز فتنه
? دي، عشق رهبر موج مي زد
********
ببين سوز دل رهبر چه کرده
ببين با ذکر يا حيدر چه کرده
?دي را به يادآور مسلمان
ببين خون حسين آخر چه کرده
________________________________________
خيالمان تخت است
هرکه بي ولي باشد،عاقبت سيه بخت است
پيمودن راه حق،بي امـــــر ولي سخت است
انقلابمان هرگــــز، منحــــــــــرف نخواهد شد
تا سيدعلي باشــــد، ما خيالمان تخت است
________________________________________
بيدارترين...
اي بهر خميني خدا يارترين سيدعلي
وز نخله ي انقلاب پربارترين سيدعلي
من در کنف ولايتت مي خوابم آقاجان
اي در قِبَلِ دسيسه بيدارترين سيدعلي
________________________________________
پدري دوست داشتني...
اين يکي به دل خودم که حسابي چسبيد...
قبل از تو دلم گلي کــــه نيکوست نداشت
همچون تو پدر که فاطمي خوست نداشت
از بــس که تــــو مـــاهي پدرم سيدعلي
والله نمــي شود تــــــو را دوست نداشت
________________________________________
اينم يه شعر در جواب کسايي که بسيجي ها رو ، هيئتي ها رو ،
و در کل همه ي ولايي ها رو  با طعنه هاشون مسخره مي کنند و
با تهمت قصد ترور شخصيت بسيجي ها رو دارند و همچنين
سران کفر که در خيال خامشون قصدترور
سران جمهوري اسلامي را دارند...
****
روز و شب ما اگر جهنم گردد
شخصيتمان ترور دمادم گردد
ما بسيجيان نمي گذاريم حتي
يک مو زسر خامنه اي کم گردد
________________________________________
قبل از تو دلم گلي کــــه نيکوست نداشت
همچون تو پدر که فاطمي خوست نداشت
از بــس که تــــو مـــاهي پدرم سيدعلي
والله نمــي شود تــــــو را دوست نداشت
________________________________________
تا نور ولا بــه سينه ي ما تابيد
نفرت ز منافـــق به دل ما روييد
ما جمله فدايي ولايـت هستيم
تا کور شود هر آنکه نتواند ديد
________________________________________
ما شاکر حقيم کــه داريم تو را
توحيدري و چو ذوالفقاريم تو را
اي سيدعلي ، رهبر من آقا جان
هيهات که تنــها بگذاريم تو را
________________________________________
آنان که به ظاهـــــــــر غــــم مــردم دارند
هــم نــــوکر و هم ريــــزه خــور اغــــيارند
تير همه شان خورده به سنگ چون امت
با رهــــــــبري خامــــــــنه اي بيـــــدارند
________________________________________
نام حسن ، شهرت حسن زاده اي
نـــــور بيــان ، عالـــــــم و آزاده اي
در همه دلها تويـــــي محبوب چون
دل به ره ، سيــــــد علي داده اي
________________________________________
از عشق تو رهـــــــــبرا نمردن ظلم است
در گوشه ي خانه جان سپردن ظلم است
من مقـــلد فاطـــــــــمه ي زهـــــــــــرايم
________________________________________
راه تو سعادت بخـــــــش، راه دشمنت بيراه
من نباشم آقاجـــــان، درد و دل کني با چاه
اي خامنه اي مولا، حق مـــــــــــادرت زهرا
چشم دشمنانت کور، دست دشمنت کوتاه
________________________________________
صد شکر که دستان ولي بر سر ماست
دستان اباالفضـــــــل علــي ياور ماست
ما فاتح فتـــــــــــــنه هاي دورانيم چون
سيد علي خامنه اي رهبــــــــر ماست
________________________________________
من قلب سياه ظالمان مي شکنم
دست طمع معاندان مي شکنم
گر خامنه اي حکم جهــــــادم بدهد
کاخ ستم کل جهان مي شکنم
________________________________________
ما هستـي خويش به ولــي مي بازيم
عشقي که به عشق ازلــي مي بازيم
اين بار  امانـــــت که خـــــــدا داد به ما
جاني است که بر سيدعلي مي بازيم
________________________________________
ما از الست طايفه‌اي سينه خسته‌ايم
ما بچه‌هاي مادر پهلو شکسته‌ايم
امروز اگر سينه و زنجير مي‌زنيم
فردا به عشق فاطمه شمشير مي‌زنيم
ما را نبي قبيله سلمان خطاب کرد
روي غرور و غيرت ما هم حساب کرد
 از ما بترس، طايفه اي پر اراده‌ايم
ما مثل کوه پشت علي ايستاده‌ايم.
________________________________________
يارب دل دوستان پر زغم نکني
با تير بلا قامت ما خم نکني
اي چرخ تو را به حق قرآن سوگند
يک مو ز سر رهبر ما کم نکني
________________________________________
 تا منتظر مهدي عالم گيريم
 ازگوشه چشمان تو خط مي گيريم
ما گوش به فرمان تو هستيم آقا
 اصلا تو بگو بمير ما مي‌ميريم
________________________________________
 ما منتظريم تا محرم گردد
هنگامه امتحان فراهم گردد
 ما مي‌دانيم و تيغ و حلقوم شما
يک مو ز سر علي اگر کم گردد
________________________________________
 حقا که تو از سلاله فاطمه اي
با نصرت خود درد مرا خاتمه اي
 زيباتر از اين نام نديدم همه عمر
سيد علي الحسيني الخامنه اي
________________________________________
 سرود و شعر و شعارم، امام خامنه ايست
 گل هميشه بهارم امام خامنه ايست
 پس از خدا و رسول و ائمه اطهار(ع)
 تمام دار و ندارم امام خامنه ايست
________________________________________
 ما را نبي قبيله سلمان خطاب کرد
روي غرور و غيرت ما هم حساب کرد
 از ما بترس طايفه اي پر اراده ايم
 ما مثل کوه پشت علي ايستاده ايم
 از ما بترس شيعه سر سخت حيدريم
جان برکفان جبهه "فتوا"ي رهبريم
________________________________________
اگر فرمان دهد رهبر بتازيم
اگر او خواهد از ما سر ببازيم
 اگر صبر و قرار از ما بخواهد
 بشينيم و بسوزيم و بسازيم
________________________________________
با خامنه اي کسي نگردد گمراه
 او در شب فتنه مي درخشد چون ماه
 در هر نفسم براي او مي‌خوانم
 لاحول و لا قوه الا بالله!
________________________________________
در اينجا براي حسن ختام ، متن کامل شعري توسط يکي از جانبازان قطع نخاعي از گردن ، قرائت شد را مي آورم :
گرچه از دست وپا فتادستم
عهد و پيمان خويش نشکستم
گرچه عضوي نمانده دربدنم
عضوي از عاشقانتان هستم
برلبت چون "خم مي ني" است مدام
از شميم حضورتو مستم
حسرتي هست دردلم که چرا
به شهيدان حق نپيو ستم
خواب ديدم که در رهت آقا
باز سربند يا علي بستم
با همان شور روزهاي نبرد
از سر خاکريز مي جستم
امر کردي به پيش مي رفتم
دشمنت را به تير مي بستم
تاکه برپا بود ولايت عشق
ايچنين روي چرخ بنشستم
گرچه رنجور وخسته ام اما
تا نفس هست با شما هستم
________________________________________
نقل با ذکر آدرس وبلاگ بلامانع است
التماس دعا

نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390 ساعت : 22:14

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به وبلاگ رايان کوثر نور مي باشد